سری نشستهای خبری ترجمان دانش در سال 1404 با دکتر نرگس فریدونی
نشست خبری با موضوع ارتباط بین مدت زمان خواب و دیسلیپیدمی: یافتههایی از مطالعه کوهورت بزرگسالان فسا
دومین نشست خبری ترجمان دانش دانشگاه علوم پزشکی فسا با هدف معرفی طرحهای پژوهشی خاتمهیافته در سال 1404 برگزار شد.
1- با تشکر از حضور در این مصاحبه، لطفاً خودتان را معرفی کرده و سوابق علمی، پژوهشی، اجرایی و عملی خود و فعالیت های مرتبط با این پژوهش را بیان کنید:
این پژوهش حاصل همکاری چهار محقق از دانشگاههای علوم پزشکی فسا و مشهد است:
- خانم زهرا رهپیما دانشجوی کمیته تحقیقات دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی فسا بوده و نقش اصلی در مرحله اجرا و گردآوری دادهها داشتهاند.
- خانم دکتر سوسن دارودی عضو مرکز تحقیقات جراحی عروق و اندوواسکولار و همچنین مرکز تحقیقات سندرم متابولیک دانشگاه علوم پزشکی مشهد بوده و مسئولیت طراحی مفهومی و روششناسی پژوهش را بر عهده داشتهاند. فعالیتهای ایشان در حوزه بیماریهای متابولیک و قلبی-عروقی زمینهساز انجام این تحقیق بوده است.
- جناب آقای دکتر محمد ابراهیم آستانه عضو هیئت علمی گروه علوم تشریح و همچنین گروه مهندسی بافت دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی فسا هستند. ایشان علاوه بر اجرا، در ویرایش و بازنگری نهایی مقاله نقش داشتهاند.
- خانم دکتر نرگس فریدونی عضو مرکز تحقیقات بیماریهای غیرواگیر دانشگاه علوم پزشکی فسا هستند و به عنوان نویسنده مسئول، طراحی مفهومی و نگارش اولیه مقاله را انجام دادهاند. فعالیتهای پژوهشی ایشان در حوزه بیماریهای غیرواگیر، از جمله بیماریهای متابولیک در جمعیتهای روستایی، با محور این پژوهش کاملاً همسو بوده است. این تیم پیش از این نیز در چارچوب مطالعه کوهورت فسا انتشارات مشترک داشته و با زیرساخت دادهای این کوهورت آشنایی کامل دارند.
2- دلیل اصلی شما برای انتخاب این طرح تحقیقاتی چه بود و چه کسانی در این پژوهش یاری دهنده شما بودند؟
دلایل اصلی انتخاب موضوع:
خواب به عنوان یک عامل تعیینکننده مهم سلامت، سالهاست که مورد توجه محققان است؛ اما ارتباط آن با دیسلیپیدمی (اختلال چربیهای خون) بهویژه در جمعیتهای روستایی، همچنان نامشخص و متناقض بوده است. از سوی دیگر، دیسلیپیدمی یکی از مهمترین عوامل خطر بیماریهای قلبی-عروقی محسوب میشود که خود از علل اصلی مرگومیر در جهان هستند.
با توجه به اینکه مطالعات پیشین عمدتاً بر جمعیتهای شهری متمرکز بودهاند و نتایج متضادی ارائه دادهاند، شکاف مهمی در ادبیات علمی در خصوص جمعیتهای روستایی ایران وجود داشت. جمعیت روستایی فسا، با ویژگیهای اجتماعی-فرهنگی و سبک زندگی خاص خود، فرصت منحصربهفردی برای بررسی این ارتباط فراهم میکرد.
یاریدهندگان:
این پژوهش با استفاده از دادههای مطالعه کوهورت بزرگسالان فسا (FACS) انجام شده است که یک زیرساخت پژوهشی بزرگ و ارزشمند است. حمایت مالی این طرح توسط دانشگاه علوم پزشکی فسا با شماره گرنت ۴۰۱۴۰۴ فراهم شده است. همچنین کمیته اخلاق این دانشگاه با کد IR.FUMS.REC.1402.168 مجوز اجرای پژوهش را صادر کرده است. تیم اجرایی مطالعه کوهورت فسا، پرسنل بهداشتی محلی (بهورزان) و کارکنان آزمایشگاهی نیز در گردآوری دادهها نقش داشتهاند.
3- پژوهش تان را معرفی کرده و با معرفی ویژگی ها و نوآوری های آن در خصوص موضوعات و محورهای آن شرح دهید:
معرفی پژوهش:
این مطالعه یک پژوهش تحلیلی-توصیفی مقطعی است که با استفاده از دادههای پایه مطالعه کوهورت بزرگسالان فسا (۲۰۱۴–۲۰۲۱) انجام شده است. در این مطالعه ۱۰,۱۱۸ بزرگسال در محدوده سنی ۳۵ تا ۷۰ سال از مناطق روستایی ششده و قرهبلاغ شهرستان فسا در استان فارس شرکت داشتند.
شرکتکنندگان بر اساس مدت زمان خواب شبانهروزی به دو گروه تقسیم شدند:
- گروه اول: کمتر از ۷ ساعت خواب (n = 5,905)
- گروه دوم: ۷ ساعت یا بیشتر (n = 4,203)
اطلاعات آنتروپومتریک (قد، وزن، دور کمر، دور باسن)، فشار خون، پروفایل لیپیدی ناشتا (کلسترول تام، تریگلیسرید، LDL، HDL) و قند خون ناشتا جمعآوری شد. دیسلیپیدمی بر اساس معیارهای ATP III تشخیص داده شد.
پس از تعدیل متغیرهای مخدوشگر (سن، جنس، BMI، دور کمر، دور باسن، وضعیت تأهل، دیابت و فشار خون)، نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد:
- خواب کمتر از ۷ ساعت با افزایش ۱۱.۹٪ در احتمال ابتلا به دیسلیپیدمی همراه بود (OR = 1.119؛ CI: 1.024–1.223؛ p = 0.013)
- خواب ناکافی با افزایش ۲۳.۹٪ در احتمال کاهش HDL مرتبط بود (OR = 1.239؛ CI: 1.140–1.347؛ p < 0.001)
- ارتباط معناداری با کلسترول تام، تریگلیسرید یا LDL مشاهده نشد.
نوآوریهای پژوهش:
۱. تمرکز بر جمعیت روستایی: اکثر مطالعات مشابه در جمعیتهای شهری انجام شدهاند؛ این مطالعه یکی از معدود پژوهشهایی است که ارتباط خواب و دیسلیپیدمی را در یک جمعیت روستایی ایرانی بررسی کرده است.
۲. حجم نمونه بزرگ: با بیش از ۱۰,۰۰۰ شرکتکننده، این پژوهش از نظر قدرت آماری بسیار مستحکم است.
۳. تعدیل جامع متغیرهای مخدوشگر: در مدل رگرسیون، طیف گستردهای از متغیرهای بالینی و جمعیتی کنترل شده است.
۴. روششناسی استاندارد: استفاده از معیار ATP III برای تشخیص دیسلیپیدمی و پروتکلهای استاندارد آزمایشگاهی، قابلیت مقایسه یافتهها را با سایر مطالعات تضمین میکند.
4- آیا این پژوهش به مرحله اجرا و بهره برداری رسیده است؟
بله، این پژوهش کاملاً اجرا شده و در مرحله بهرهبرداری علمی قرار دارد. مقاله در مارس ۲۰۲۵ در مجله Journal of Advanced Biomedical Sciences نشریه دانشگاه علوم پزشکی فسا، جلد ۱۵، شماره ۲، صفحات ۱۹۱–۲۰۲) به صورت چاپی منتشر شده است و دارای شناسه DOI معتبر میباشد (10.18502/jabs.v15i2.18088).
مراحل اجرایی این پژوهش عبارتند از:
- جمعآوری دادهها: از طریق مطالعه کوهورت فسا طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ انجام شده است.
- پردازش و تحلیل آماری: با نرمافزار SPSS و روشهای رگرسیون لجستیک چندمتغیره.
- انتشار علمی: مقاله در مجله معتبر منتشر شده و در دسترس جامعه علمی است.
- قابلیت دسترسی به داده: دادههای پژوهش بنا به اعلام نویسندگان، با درخواست مستدل در دسترس محققان دیگر خواهد بود.
5- این طرح پژوهشی چه گره ای از مشکلات مردم باز خواهد کرد؟
این پژوهش از چندین منظر مستقیم و غیرمستقیم میتواند به بهبود سلامت عمومی کمک کند:
۱. آگاهیبخشی عمومی درباره اهمیت خواب کافی: یافتهها نشان میدهد که خواب کمتر از ۷ ساعت در شبانهروز، خطر ابتلا به اختلال چربی خون را افزایش میدهد. این اطلاعات میتواند انگیزهای برای مردم باشد تا خواب کافی را جدیتر بگیرند؛ چرا که دیسلیپیدمی یک عامل خطر اصلی برای بیماریهای قلبی-عروقی است که از علل اصلی مرگومیر در ایران و جهان میباشد.
۲. غربالگری هدفمند: با شناسایی افراد کمخواب به عنوان یک گروه پرخطر برای دیسلیپیدمی، پزشکان و کارشناسان بهداشت میتوانند این افراد را در اولویت غربالگری چربی خون قرار دهند و زودتر مداخله کنند.
۳. ارتقای سبک زندگی با هزینه پایین: تنظیم مدت زمان خواب، در مقایسه با درمانهای دارویی، یک مداخله کمهزینه و غیردارویی است. ترویج خواب کافی میتواند به عنوان یک استراتژی پیشگیرانه از بیماریهای متابولیک در جوامع روستایی که اغلب دسترسی محدودتری به خدمات بهداشتی دارند، مفید باشد.
۴. کاهش بار اقتصادی بیماری: با پیشگیری از دیسلیپیدمی از طریق بهبود الگوی خواب، از هزینههای بالای درمان بیماریهای قلبی-عروقی جلوگیری میشود و بار مالی بر خانوارها و سیستم بهداشتی کاهش مییابد.
۵. ارتقای سلامت جمعیت محروم روستایی: این مطالعه بهطور ویژه بر جمعیت روستایی تمرکز دارد که اغلب در تحقیقات پزشکی نادیده گرفته میشوند. یافتهها میتواند پایهای برای طراحی مداخلات بهداشتی متناسب با نیازهای این جامعه باشد.
6- انتظار شما از مسئولین و متولیان امور پژوهشی در زمینه حمایت و یا توسعه فعالیت های مشابه چیست و چه راهکارهایی پیشنهاد می کنید؟
انتظارات از مسئولان:
در حوزه حمایت پژوهشی:
- تخصیص بودجه کافی و مستمر برای مطالعات کوهورت بزرگمقیاس مانند کوهورت فسا که سرمایه علمی ارزشمندی برای کشور هستند
- حمایت از پژوهشهای بینرشتهای که ارتباط سبک زندگی با بیماریهای مزمن را بررسی میکنند
- ایجاد زیرساختهای لازم برای پایگاههای داده ملی سلامت
در حوزه سیاستگذاری بهداشتی:
- گنجاندن ارزیابی کیفیت و مدت خواب در پروندههای بهداشتی و معاینات دورهای
- آموزش پزشکان و کارشناسان بهداشت درباره اهمیت خواب در پیشگیری از بیماریهای متابولیک
- طراحی برنامههای آموزش همگانی در مدارس، محیطهای کار و رسانهها درباره بهداشت خواب
راهکارهای پیشنهادی:
۱. ادغام ارزیابی خواب در نظام مراقبت اولیه: پرسش از الگوی خواب بیماران باید بخشی از معاینات روتین پزشک خانواده شود.
۲. برنامههای آموزش سلامت روستایی: بهورزان و کارشناسان بهداشت روستایی میتوانند پیامهای ترویجی درباره اهمیت ۷–۸ ساعت خواب شبانه را در جوامع روستایی اشاعه دهند.
۳. حمایت از پژوهشهای مداخلهای: مطالعات آیندهنگر برای بررسی اینکه آیا بهبود الگوی خواب واقعاً منجر به کاهش دیسلیپیدمی میشود، ضروری است.
۴. همکاری بینبخشی: همکاری وزارت بهداشت با صدا و سیما، وزارت آموزشوپرورش و سازمانهای مردمنهاد برای ارتقای آگاهی عمومی.
7- اگر توضیح دیگری درخصوص برنامه های جاری، آینده و اهداف تان دارید در خاتمه این گفتگو بفرمایید:
نکات تکمیلی درباره این پژوهش:
این مطالعه، اگرچه پاسخهای مهمی ارائه داده، اما خود محققان نیز محدودیتهایش را صادقانه بیان کردهاند. مقطعی بودن طرح، امکان استنتاج علّی را محدود میکند. همچنین اندازهگیری خواب صرفاً از طریق خودگزارشی انجام شده که ممکن است با سوگیری همراه باشد. علاوه بر این، کیفیت خواب (نه فقط مدت آن) و اختلالات خواب مانند آپنه خواب در این مطالعه ارزیابی نشدهاند.
اولویتهای پژوهشی آینده:
۱. مطالعات طولی و آیندهنگر: برای اثبات رابطه علّی میان کمخوابی و دیسلیپیدمی، انجام مطالعات پیگیری (Follow-up) ضروری است.
۲. بررسی کیفیت خواب: علاوه بر مدت خواب، کیفیت خواب (تعداد بیداریها، زمان رسیدن به خواب عمیق) و زمانبندی خواب (شبکاری، خواب نامنظم) باید در مطالعات آینده لحاظ شوند.
۳. بررسی مکانیسمهای بیولوژیک: مطالعات آزمایشگاهی برای تبیین مسیرهای هورمونی (کورتیزول، لپتین، گرلین، هورمون رشد) که واسطه اثر کمخوابی بر متابولیسم چربی هستند.
۴. تحلیل جنسیتی دقیقتر: بررسی اینکه آیا ارتباط خواب با دیسلیپیدمی در زنان و مردان تفاوت دارد، بهویژه با در نظر گرفتن تغییرات هورمونی دوران یائسگی.
۵. مطالعات مداخلهای: طراحی برنامههای مداخلهای برای بهبود خواب و سنجش اثر آن بر پروفایل لیپیدی.
پیام پایانی:
در دنیای امروز که فشارهای زندگی مدرن، استفاده از صفحات نمایش و ساعات کاری طولانی، خواب کافی را به یک کالای کمیاب تبدیل کردهاند، این پژوهش یادآور میشود که خواب کافی یک سرمایهگذاری بهداشتی است، نه اتلاف وقت. سلامت قلب و عروق ما نه تنها به آنچه میخوریم و چقدر ورزش میکنیم بستگی دارد، بلکه به مدت و کیفیت خوابمان نیز وابسته است. امیدواریم این یافتهها در سیاستگذاریهای بهداشت عمومی کشور مورد توجه قرار گیرد.
DOI: http://dx.doi.org/%2010.18502/jabs.v15i2.18088
لینک خبر نشست در سایت ترجمان دانش:
